تبلیغات
مجتمع آموزشی و پرورشی بصیرت ناحیه 3 شهرستان کرمانشاه - داستان طنز بیمارستان روانی

مجتمع آموزشی و پرورشی بصیرت ناحیه 3 شهرستان کرمانشاه

زگهواره تا گور دانش بجوی

چهارشنبه 11 اسفند 1389

داستان طنز بیمارستان روانی

نویسنده: خالد سان احمدی   طبقه بندی: داستان کوتاه، 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

نظرسنجی

    نظر شما در مورد اطلاع رسانی سایت؟





وضعیت آب و هوا

  • آخرین پستها

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مترجم سایت

ساعت فلش